رهیافت امنیت منطقهای اوباما در حوزة ژئوپلیتیکی ایران

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسنده

چکیده

امنیتسازی در شرایطی ایجاد میشود که کشورهای منطقهای از انگیزة لازم برای همکاریهای چندجانبه برخوردار باشند. انگیزه برای همکاری منطقهای به عنوان ضرورت ژئوپلیتیکی کشورهایی محسوب میشود که در منطقه بحرانی قرار دارند. حوزة امنیت منطقهای ایران دارای چنین ویژگیهایی است؛ در کنار مرزهای جغرافیایی و امنیتی ایران نشانههای مختلفی از تهدید و بیثباتی مشاهده میشود. یکی از اصلیترین دلایل چنین شرایطی را میتوان گسترش حوزة نفوذ ژئوپلیتیکی امریکا در خاورمیانه و آسیای جنوب غربی دانست. این امر محور اصلی گسترش بیثباتی در محیط منطقهای محسوب میشود. به این ترتیب، میتوان این سوال را مطرح نمود که چگونه میتوان فرایند امنیت سازی در محیط منطقهای را فراهم آورد؟ چنین وضعیتی در شرایطی حاصل میشود که بازیگران منطقهای و قدرتهای بزرگ بر ضرورت تعادل و ثبات منطقهای تأکید داشته باشند. در این مقاله تلاش خواهد شد تا نخست، بنیانهای ژئوپلتیکی بیثباتی و ناامنی منطقهای در جنوب غربی آسیا مورد بررسی قرار گیرد. پاسخ به این امر، بدون توجه به موجهای صدور تروریسم و بنیادگرایی تکوینی از سوی عربستان به حوزه جنوبغربی آسیا، امکانپذیر نخواهد بود. دوم، افغانستان و پاکستان در منطقه کمربند امنیتی شکننده قرار دارند؛ منطقهای که طی چهار دهه گذشته همواره با کودتا، اشغال نظامی، مداخله امنیتی و چالشهای پایانناپذیر امنیتی همراه بوده است. سوم، در افغانستان و پاکستان شاهد شکلگیری گروههای افراطی جدیدی میباشیم که زیرمجموعه القاعده و طالبان نبوده ولی از الگوهای خشونتآمیز بهره میگیرند. از این گروهها میتوان به «حزبالتحریر» و «حزب تبلیغ جماعت» اشاره داشت. مجموعههای یاد شده، توسط وزارت امور خارجه امریکا به عنوان گروههای «کمربند انتقالی» معرفی شدهاند، گروههایی که بر ضرورت برخوردهای هویتی تأکید داشته و زمینه ورود اعضای خود به گروههای افراطی همانند طالبان و القاعده را فراهم میسازند. این امر نشان میدهد که نه تنها محیط جغرافیایی و هویتی افغانستان- پاکستان آمادگی لازم برای جذب نیروهای اعتقادی به گروههای افراطی را دارا میباشد، بلکه اقدامات نظامی امریکا منجر به تشدید بحران و رویارویی گروههای اجتماعی با نیروهای امنیتی و نظامی امریکا در افغانستان و پاکستان گردیده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات