مدیریت محلی تاکتیک برتر سند چشمانداز بررسی جامعه شناختی واقعیتها، چالشها و موانع

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

چکیده

ایران اسلامی با ادبیات غنی؛ هویت تاریخی؛ فرهنگ و ایدئولوژی آرمانگرایانهی دینی و ملی؛ اطلس جغرافیایی ثروتمند؛ سرمایهی اجتماعی پویا و سرمایهی انسانی ارزشمند همراه با ساختمان جمعیت جوان، همچنین با داشتن انگیزههای روانی و فرهنگی در 3 دههی گذشته عزم جزم کرد تا با رهبری رهبران سیاسی، اندیشمندان و روشنفکران خود برای رسیدن به توسعهی پایدار و بهرهمندی از عدالت، امنیت، ثبات، رفاه، نشاط و آسایش، ساختارهای کشور را تغییر دهد و حکمرانی شایستهای را در ایران حاکمیت بخشد. به همین دلایل در گرانگاه 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و پس از آن کشور ایران مسیر حکومتی خود را تغییر داد. از این رو جامعهی ایرانی با تأثر از عوامل داخلی (عوامل درونزا) و عوامل خارجی (عوامل برونزا) در نگرشهای مردم و جامعه به شیوهی مدیریتی تغییر ایجاد کرد و سپس با ایجاد زیرساختهای لازم در قالب قانون اساسی، سندهای فرادستی و غیره، همچنین با هدف تمرکززدایی و گزینش مدیریت مشارکتی، نقشهی راهی را طراحی کرد که با حاکمیت شیوهی مدیریتی خاص به حکمرانی خوب در ادارهی محلها (کشور، شهر و روستا) دست یازد و در این شاهراه با تأکید بر تاکتیک «کوچک زیباست» به توسعهی پایدار نایل آید.
ادارهی امور محلی با بهرهمندی از ظرفیتها، قابلیتها و توانمندیهای محلی، همچنین توسعهی نظام شورایی و مدیریت محلی یکی از مطمئنترین راههای رسیدن به اهداف، آرمانها و مطلوبهای انقلاب اسلامی، قانون اساسی و سند چشمانداز است و تاکتیک مدیریت محلی موفقترین و برترین تاکتیک مدیریت در رسیدن به این راهبرد و برنامههای راهبردی ایران میباشد. حال اینکه آیا شرایط و بسترهای لازم برای عملیاتیشدن این تاکتیک طراحی شده است و یا عزمی برای اجرای این تاکتیک وجود دارد و آیا ساختارهای لازم در قالب یک وحدت بینشی نظاممند و ساختی – کارکردی برای رسیدن به راهبردهای نظام جمهوری اسلامی به وجود آمده و نظام شورایی و مدیریت محلی به عنوان خردهنظام و به عنوان تاکتیک برتر با سایر خردهنظامها و سایر تاکتیکهای جامعه و راهبرد ایران همخوانی، همنگری و هارمونی دارد، و آیا میتوان در این شاهراه، مشارکت مردم را نهادی کرد و به توسعهی پایدار رسید، میباید پژوهش کرد، بررسی نمود و نتیجه را دید.
یافتههای پژوهشی و مطالعاتی، از واقعیتهای نظام شورایی و مدیریت مشارکتی و محلی ایران براساس چارچوب نظری و بینش ساختی – کارکردی، نشان میدهد که در واقعیتهای نظام شورایی و مدیریت محلی، کامیابیهای لازم برای نیل به حکمرانی خوب و شایسته وجود ندارد و به دلایلی چون عدم همگونی و تعادل در ساختارهای طراحیشده برای رسیدن به انسجام در نظام مدیریتی، شوراها موفقیت کامل بهدست نیاوردند و دچار چالشها و موانع شدند. وجود تعارض در قوانین و به ویژه قانون اساسی و کاستی در سایر قوانین؛ تمایل و عدم تمایل دولتها به تمرکززدایی و تمرکزگرایی در ادوار مختلف؛ ناپایداری جامعهپذیری سیاسی و عدم پاسخگویی به مطالبات شهروندی و از همه مهمتر عدم اجرای کامل قانون اساسی و نبودِ طراحی سیاست کلان در مورد شوراها و مدیریت محلی از مهمترین چالشها و موانع سر راه مدیریت محلی و نظام شورایی به عنوان برترین تاکتیک سند چشمانداز محسوب میشود که میتواند توسعهی پایدار، مدیریت مشارکتی و حکمرانی شایسته در ایران را دچار ناکامیابی کند.

کلیدواژه‌ها